سکوتِ سرخِ پاییز |
نگاه به چشمهای آرام و خسته من نكن ، اين چشم يك دنيا اشك در آن است |
چه کسی فکر می کرد که ما هم روزی از هم جدا خواهیم شد و با حسرت به روزهای گذشته نگاه خواهیم کرد چه کسی فکر می کرد که ما هم روزی تمام خواهیم شد رفتی و مرا تنها گذاشتی پس کجاست آن دستت که همیشه در دستان من بود کجاست آن چشمان سیاه قشنگت که همیشه به من نگاه می کرد تو می گفتی برای همیشه مال من هستی و در کنار من خواهی ماند پس الان کجایی؟؟؟
+نوشته شده درپنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 11:40 توسط مریم |
+نوشته شده دردوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 12:4 توسط مریم |
«اگر چشمهایم را باور کنی گل هایم را به تو خواهم بخشید اگر سروده ام را باور کنی تو را خواهم سرود اگر وجودم را باور کنی تو خواهم شد» +نوشته شده دردوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 12:1 توسط مریم |
تا که هستم سرتو از رو سینم برندار تا که هستم لبتو از رو گونم برندار +نوشته شده دریکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 18:5 توسط مریم |
«اگر سه قطره خون در وجودم بود با اولی میسوختم با دومی می ساختم با سومی ثابت میکردم که دوستت دارم» «مریم و قشنگ» +نوشته شده درشنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 14:43 توسط مریم |
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش مي کردي تمامي ذرات وجودت عشق را فرياد مي کرد اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم چشمهايم را مي شستي و اشکهايم را با دستان عاشقت به باد مي دادي اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من مي دوختي تا من بر سکوت نگاه تو رازهاي يک عشق زميني را با خود به عرش خداوند ببرم اي کاش مي دانستي +نوشته شده درجمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 10:42 توسط مریم |
«کنم هر شب دعائئ کز دلم مهرت رود بیرون ولی آهسته می گویم الهی بی اثر باشد»
+نوشته شده درپنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 12:6 توسط مریم |
سلام خوبی آقا یا خانوم تنها که به من نظر دادین من شما رو نمیشناسم و منظورتونم متوجه نشدم لطفا خودتون و معرفی کنین ممنون «ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است ای اشک آهسته بریز که غم زیاد است»
+نوشته شده درپنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 12:4 توسط مریم |
سلام فرانک جان بابا وبت نمیتونم بیام میگه در شبکه نیست عزیز من ادرسشو درست بنویس راستی من شاید فردا نیام +نوشته شده درسه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 10:57 توسط مریم |
خاک می خواند مرا هر دم به خویش میرسند از ره که در خاکم نهند آه شاید عاشقانم نیمه شب گل به روی گور غمناکم نهند
+نوشته شده درسه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 10:53 توسط مریم | اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است اکسیر من نه این که مرا شعر تازه نیست من از تو می نویسم و این کیمیا کم است +نوشته شده دردوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 18:19 توسط مریم | _____*#######* +نوشته شده دردوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 17:47 توسط مریم |
هرگز نگو که دوست داری اگر حقیقتآ به آن اهمیت نمیدهی درباره احساسات سخن نگو اگر واقعآ وجود ندار هرگز دستی را نگیر اگر قصد شکستن قلبی را داری هرگز نگو برای همیشه وقتی که میدانی جدا می شوی هرگز به چشمانی نگاه نکن وقتی قصد دروغ گفتن داری هرگز سلام نده وقتی میدانی که خداحافظی در پیش است به کسی نگوکه تنها اوست وقتی در فکرت به دیگری فکر می کنی قلبی را قفل نکن وقتی کلیدش را نداری
+نوشته شده دردوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 17:43 توسط مریم |
«اگر دیدی گلی می لرزد از اشک بدان اندوهش از رنج جدایی است» « مریم و قشنگ» +نوشته شده درشنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 11:52 توسط مریم |
+نوشته شده درشنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 11:48 توسط مریم |
به هم که ميرسيم سه نفريم من وتو بوسه از هم که جدامي شويم چهارنفريم تو و تنهايي من و عذاب « مریم و قشنگ»
+نوشته شده درجمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 17:6 توسط مریم |
«قلبم شکسته است برایش دعا کنید فکری به حال این درد آشنا کنید زخم خورده است ز دستان روزگار انصاف نیست که دست دلم رها کنید آن زخم های کهنه فراموش می شوند با زخم های تازه من خوب تا کنید محتاج یک نگاه بدون کنا یه ام با یک نگاه درد دلم را دوا کنید » « مریم و قشنگ»
+نوشته شده درپنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 9:58 توسط مریم |
´´´´´´´´¶¶¶¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´ +نوشته شده درچهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 17:14 توسط مریم |
در آشنایی امروز مینویسم تا در بیگانگی فردا فراموشم نکنی مینویسم که تو تنها مالک قلب منی و من و وجودم برده عشق تو هستیم عشق تو کلبه مقصود من است و من زائر عشق تو هستم تو صدای تپش قلب منی و من بدون تو مرده ام تو چراغ روشن قلب منی اگر ترکم کنی آشیان قلبم برای همیشه تاریک خواهد ماند. +نوشته شده درچهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 17:12 توسط مریم |
مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نو ر در زمستان غبار آلود و دور یا خزانی خالی از فریاد وشور
+نوشته شده درچهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 16:54 توسط مریم |
مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نو ر در زمستان غبار آلود و دور یا خزانی خالی از فریاد وشور
+نوشته شده درچهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 16:54 توسط مریم |
همه جور آدم آشنا و نااشنا همه واسه من نظر گذاشتن جزء اونی که باید بزار اونی که این وبلاگ متعلق به خودش خیلی( بدییییییییی مارمولک)
+نوشته شده درچهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 16:53 توسط مریم |
I will give all my love and devotion
من تمام عشق و صمیمیتم را به تو تقدیم خواهم کرد
+نوشته شده درچهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 16:53 توسط مریم |
I will give all my love and devotion
من تمام عشق و صمیمیتم را به تو تقدیم خواهم کرد
+نوشته شده درچهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 16:52 توسط مریم |
وقتی گفتی هنوز مرا می خواهی و گفتی به این که دوستت دارم شک نکن پیش خود گفتم نه تو مرد راهی مرد عشق .نمی دانم تا چه حد عشق را می شناسی ولی بدان در عشق تاریکی هایی است اگر بتوانیم با هم از این تاریکی ها بگذریم آنگاه است که به روشناییها می رسیم و دستان همدیگر را تا ابد خواهیم گرفت . قشنگ من آری من از تو می ترسم من از عشق تو میترسم از چشمانت چشمانی که مراتا اوج می برد و من از این اوج می ترسم
+نوشته شده درچهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 16:50 توسط مریم |
«بی سبب نیست که در کنج دلم جا داری خوشگلی،بانمکی،دو چشم زیبا داری»
+نوشته شده درسه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 13:15 توسط مریم |
«خواستم دنیا را مهربان کنم مهربانی از یادم رفت اگر روزی دنیا مهربان شد از من هم به مهربانی یاد کنید »
+نوشته شده درسه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 13:8 توسط مریم |
دل من برای تو تنگ میشه عشقم +نوشته شده درسه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 13:6 توسط مریم |
I mees to you my love دل من برای تو تنگ میشه عشقم +نوشته شده درسه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 13:4 توسط مریم |
سلام موفق و موئد باشی +نوشته شده درسه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 13:2 توسط مریم |
« 1-مرام فقط مرام گاو چون نگفت من گفت ما 2- صفا فقط صفاي مورچه که هر وقت گريه کرد هيچکس اشکش و نديد 3- رفيق فقط کلاغ نه بخاطر سياهيش به خاطر يه رنگيش 4- معرفت فقط معرفت کرم نه به خاطر کرم بودنش به خاطر خاکي بودنش 5- يه رنگي فقط يه رنگي ديوار که هرچي مردو نا مرده بهش تکيه ميدن 6- نامردارو خيلي دوست دارم چون اگه نباشن مردا مشخص نمي شن.»+نوشته شده دریکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 14:47 توسط مریم | اشک ریختم دلم را غصه فراگرفته و میخواهم بهار شوم دلم چشمای تو را میخواهد روحم ترک برداشت مرا در انتظار گذاشتی مرو و مرا اواره این کوچه های دلتنگی نکن اشک های مرا باز سرازیر مکن مگر من با چشمها ی تو چه کرده ام که تو اینگونه میکنی؟قسم به چشمهایت که مرا دیوانه کرده تا ابد با تو خواهم ماند +نوشته شده دریکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 14:45 توسط مریم |
+نوشته شده دریکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 14:43 توسط مریم | هميشه فکر ميکردم خلاء يه جاي دوره ولي مثل اينکه اشتباه ميکردم خيلي هم نزديکه. خلاء يعني يه صندلي خالي کنار من . يعني تلفني که جواب نميده. خلاء يعني جات خاليه يعني دلم تنگ شده برات +نوشته شده دریکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 14:23 توسط مریم | « تصویر چشمان تو را یک شب کشیدم ؛ باغ گلی از جنس مریم ها کشیدم ؛ تو گم شدی در جاده های ساکت و دور ؛من هم به دنبال نفسهایت دویدم» « مریم و قشنگ» +نوشته شده دریکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 14:19 توسط مریم | +نوشته شده دریکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 14:17 توسط مریم |
به جاي دسته گلي که فردا برسر قبرم ميگذاري، امروز به شاخه گلي کوچک يادم کن، به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم نصار ميکني، امروز با تبصمي شادم کن، به جاي اون متن هاي تسليت که فردا در روزنامه ها مي نويسي، امروز با پيام هاي کوچک خوشحالم کن . من امروز به تو ا حتياج دارم نه فردا...
+نوشته شده دریکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 14:15 توسط مریم |
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش مي کردي تمامي ذرات وجودت عشق را فرياد مي کرد اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم چشمهايم را مي شستي و اشکهايم را با دستان عاشقت به باد مي دادي اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من مي دوختي تا من بر سکوت نگاه تو رازهاي يک عشق زميني را با خود به عرش خداوند ببرم اي کاش مي دانستي +نوشته شده دریکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 14:7 توسط مریم |
یادته با هم اسم مستعار گذاشتیم یادته یادته این اسم و درسا گذاشتیم یادته +نوشته شده دریکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 11:38 توسط مریم |
قشنگ من عزیز من ؛ بیا که درگیرغمم نمی دونی چی می کشه از دوری تو این دلم قشنگ من اگه تو هم بری که من میمیرم بیا بگو دوست دارم تا آخرش می مونم قشنگ من تنگ دلم تنگ دلم تنگ دلم آخه یه روز خمار تو من بودم شعرام اگه واسه تو بچگونست نمیدونی که این دلم دیوونست قشنگ من با من بمون تا آخرش تا اونجایی که من بیام تو بغلت قشنگ من دوست دارم دوست دارم دوست دارم تا آخرش من می مونم من میمونم من میمونم قشنگ من بهم بگومیشی یار همیشگی من؟
+نوشته شده دریکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 9:57 توسط مریم | سلام به شما عزیزان مخصوصا قشنگم که این وبلاگم به خاطر اون درست کردم از همه شما عزیزان تشکر می کنم و مطمئن باشین شما عزیزانی که از من میپرسین قشنگ کیه اگه خدا خواست حتما با اجازه خودش معرفیش میکنم به امید اون روز.
+نوشته شده درجمعه دهم شهریور 1385ساعت 12:16 توسط مریم | سلامی به گرمی دستای مهربانت سلامی به گرمی دیارعاشقان سلامی به گرمی... آمدم به تو که با منی بگویم مرا تنها در این دیار نامعلوم رها مکن من می خواهم با تو و عشق تو بمانم نمی خواهم در غبار بی +نوشته شده درچهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 19:36 توسط مریم | «سلام قشنگ» +نوشته شده درچهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 19:35 توسط مریم | به نام خدایی که اشک را آفرید تا سرزمین وداع آتش نگیرد +نوشته شده درچهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 19:34 توسط مریم | |
سلام پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من پيوندهاي روزانه انقراض احساس دخترتنها لحظه یی با تو یک سبد شادی یک لحظه غم اصلاح طلبان خوزستان دلم مثل دلت خون پسر تنها دوستت دارم هوارتا(ارزو) محمد رضا گلزار بی صداترین فریاد عشق قشنگترین اشتباه می خوام ببوسمت پسر ...جهنمی... رشت آخرین نفس نسیم تنهایی فرشته ای با چشمان بارانی شبگرد مسافر غریب بارش باران طلوع عشق چرندیات یک روانی(ایمان) چشم براه شاپرک مریم قشنگ من امید و زندگانی من قاصدک های منتظر آرشيو پيوندهاي روزانه نوشته هاي پيشين آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 شهریور 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 آرشيو موضوعي غم من پيوندها بارش باران طراح قالب پشتيباني بلاگــــفا.كـام RSS |