سکوتِ سرخِ پاییز |
نگاه به چشمهای آرام و خسته من نكن ، اين چشم يك دنيا اشك در آن است |
از حسودی نمی تونم دست خدا بسپرمت می خوام یه بار از ته قلب بازم بگی دوست دارمت انروز چه صمیمی با من دست دادی تنها تو دست دادی من هر چه هست دادم آرزوی من این است یا شوی فراموشم یا مثل غم هر شب گیرمت در اغوشم اونی که تنهاش می زاری یه وقتایی با غمت انقد ولی دیوونته که باز میمونه مریمت یه وقتا مریم گفتنت خودش واسم یه عالمه یه وقتا صبر و حوصه لت حتی واسه منم کمه
+نوشته شده درچهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 13:36 توسط مریم |
به او بگویید دوستش دارم ... من اون موقع بچه بودم و اون اولین ستارم عاشق ستارم شدم ... اون بزرگ بود ... دنبال چی بود ؟ نمی دونم ؟ خدایا تو میدونی ؟ الان من بزرگ شدم ... دیونشم ... هنوزم دنبالشم ... ولی نمی دونم اون هم منو می خواد یا نه به او بگویید دوستش دارم
+نوشته شده درجمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 12:54 توسط مریم |
دلم خیلی خیلی تنگ واسه همه چی واسه بچه گییا امروز تولدم ولی اصلا خوشحال نیستم فقط می خوام این سکوت بشکنم فریاد بزنم بگم من خسته ام همین +نوشته شده درشنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 13:31 توسط مریم |
سلام بچه ها خوبین خوشین چه خبر ؟ میدونین امروز چه روزیه روز تولد منه من امروز 18 ساله شدم . مریم جون تولدت مبارک کسی که مارو تحویل نمیگیره بزار خودم خودمو تحویل بگیرم
+نوشته شده درشنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 13:23 توسط مریم |
سلام بچه های نازنین من از امروز به بعد اسم وبلاگم و عوض کردم دیگه اسمش قشنگ من الهه ی عشق من نیست بازم با نظراتتون منو راهنمایی کنین و منو تنها نزارین فقط به من کمک کنین تا این سکوت و بشکنم همین. اینم اخرین شعری که واسه تو مینویسم : اگه می خوای بری برو از تو دوباره میگذرم نگاه به گریه هام نکن من از تو بی وفاترم تو اشتباه عمرمی که دیگه تکرار نمی شی این دفعه دیکه برنگرد تو واسه ما یار نمیشی برای همیشه خداحافظ قشنگِ بی معرفت +نوشته شده درپنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 9:40 توسط مریم |
اکنون در این سکوت مطلق در این تاریکی شب هنگام به تو و امثال تو سوگند می دهم آیا وجدانتان راحت است که قلبی را اسیر خود کرده و آرزویش را بر باد میدهید؟ حیف از من که به خاطر تو جلو خیلییا بد شدم حیف از من که به خاطر تو از عشق 10 سالم گذشتم واقعآ حیف ولی میخوام فراموشت کنم واسه همیشه واسه همیشه برو برو به سلامت +نوشته شده درچهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 13:18 توسط مریم |
سلام خانومی اگه این مطلبو دیدی به من ایمیل بزن راستی منو تو چطوری اینهمه شبیه همیم یه خورده جا خوردم +نوشته شده درسه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 13:30 توسط مریم |
تو چشاش دیگه غم نیست ماهه اما مبهم نیست عاشقا بیاین دیگه اون مال مریم نیست +نوشته شده درشنبه یکم مهر 1385ساعت 19:53 توسط مریم | |
سلام پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من پيوندهاي روزانه انقراض احساس دخترتنها لحظه یی با تو یک سبد شادی یک لحظه غم اصلاح طلبان خوزستان دلم مثل دلت خون پسر تنها دوستت دارم هوارتا(ارزو) محمد رضا گلزار بی صداترین فریاد عشق قشنگترین اشتباه می خوام ببوسمت پسر ...جهنمی... رشت آخرین نفس نسیم تنهایی فرشته ای با چشمان بارانی شبگرد مسافر غریب بارش باران طلوع عشق چرندیات یک روانی(ایمان) چشم براه شاپرک مریم قشنگ من امید و زندگانی من قاصدک های منتظر آرشيو پيوندهاي روزانه نوشته هاي پيشين آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 شهریور 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 آرشيو موضوعي غم من پيوندها بارش باران طراح قالب پشتيباني بلاگــــفا.كـام RSS |