سکوتِ سرخِ پاییز |
نگاه به چشمهای آرام و خسته من نكن ، اين چشم يك دنيا اشك در آن است |
اگر بال داشتم عا شق شدن و گریستن و پرواز را به تو یاد میدادم. اگر بال داشتم تو را به ماه می بردم می توانستم پیشرفت و ترقی تو را زودتر ببینم. اگر بال داشتم تو را از خاک آتش و باران محافظت میکردم و نمی گذاشتم معنای درد و رنج را بفهمی. اگر بال داشتم تو را همیشه در قلبم برای خود نگه میداشتم و هرگز ما از هم جدا نبودیم. اما همانطور که می بینی من فرشته نیستم که بال داشته باشم و اگر هم بخواهم هرگز نمی توانم. بنابراین برای همه این آرزوها فقط می توانم دعا کنم. با وجود این اگر بال داشتم به تو می رسیدم.
+نوشته شده درپنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 13:32 توسط مریم | |
سلام پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من پيوندهاي روزانه انقراض احساس دخترتنها لحظه یی با تو یک سبد شادی یک لحظه غم اصلاح طلبان خوزستان دلم مثل دلت خون پسر تنها دوستت دارم هوارتا(ارزو) محمد رضا گلزار بی صداترین فریاد عشق قشنگترین اشتباه می خوام ببوسمت پسر ...جهنمی... رشت آخرین نفس نسیم تنهایی فرشته ای با چشمان بارانی شبگرد مسافر غریب بارش باران طلوع عشق چرندیات یک روانی(ایمان) چشم براه شاپرک مریم قشنگ من امید و زندگانی من قاصدک های منتظر آرشيو پيوندهاي روزانه نوشته هاي پيشين آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 اردیبهشت 1387 شهریور 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 آرشيو موضوعي غم من پيوندها بارش باران طراح قالب پشتيباني بلاگــــفا.كـام RSS |